در کوچه گوزها
بی وضو ننهاده اند پای
برخیز بیا
احرام بند
کر نعره گوز
اینجا
پیامبری مبعوث می گردد
دختری
در گولایی می فروشد
شپشهای نوک پستانش را
به ارزانی یک لبخند
لبخندی که این روزها کمتر از
گوزهای آسمانیست
آی محقق! کیرت ویران باد! ایمانت مثل پریان باد در کوچه شهر دینت پیک باران باد!
ما را در سایت یاد داشتهای عزرا دنبال میکنید
برچسب: محقق, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:45
آمده بودی
تا بمکی
پستانهایم را
بمکی لبهایم را
ولی پیش از تو
خدا آمده بود تا با من هم بستر شود!
شاید من آبستن شوم
آبستن
لبخندی در میان خونابه های گندیده!!
ما را در سایت یاد داشتهای عزرا دنبال میکنید
برچسب: بودی, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:45